
این مجموعه به کارگردانی مهران مدیری تولید و از شبکهٔ سوم سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش میشد. نمایش این سریال از تاریخ دوم مهر ۱۳۸۴ آغاز شد و تا ۱۸ بهمن ۱۳۸۴ - آغاز ایام عزاداری ماه محرم - ادامه داشت. این مجموعه که هر شب حدود ساعت ۲۰ ( و در پایان دوران پخش حدود ساعت ۲۲ ) به وقت محلی پخش میشد، در هر قسمت داستانی مستقل را نقل میکرد که در روستای خیالی برره و در میان اهالی این روستا اتفاق میافتاد.
در زمان متوقف شدن پخش این مجموعه به دلیل روزهای عزاداری، اعلام شده بود که پخش آن بعد از این روزها و در تاریخ ۲۷ بهمن از سر گرفته خواهد شد. اما، در تاریخ ۲۷ بهمن ۱۳۸۴، در بخش خبری ساعت ۲۲ شبکهٔ سوم سیما اعلام شد که این مجموعه پایان گرفته است و برخلاف اعلام قبلی، قسمتهای دیگری از این مجموعه پخش نمیشود.
وقایع این مجموعه در ایران در زمان رضاخان اتفاق میافتد. البته در داستانهای متفاوت این مجموعه اشاراتی به مسائل روز و مفاهیم امروزی هم وجود دارد. در قسمتهایی از این مجموعه (قسمت هفتاد به بعد) اشاراتی به شخصیتها و موقعیتهای دیگری که در مجموعههای پیشین به کارگردانی مهران مدیری - مانند پاورچین و نقطهچین - وجود دارد، نیز مشاهده میشود.
در زبان بررهای نوعی فعل به عنوان «فعل معکوس» وجود دارد که در آن گوینده در جملهٔ خود دقیقاً افعالی معکوس با نظری که میخواهد اعلام کند، انتخاب مینماید. مثلاً اگر بخواهد مهمانی که در خانهاش است هر چه زودتر آنجا را ترک کند میگوید: «تشریف داشته بیدید» («تشریف داشتید»). این نوع فعل در اصل کنایهای بنظر میرسد به تعارف که به رای اکثریت جزو ویژگیهای اخلاقی خاص ایرانیان است و در آن فرد بدلایلی منظور واقعی یا درخواست حقیقی خود را به زبان نمیآورد.
اثرپذیری مردم از داستانهای این مجموعه به زعم برخی باعث ایجاد مشکلاتی هم در جامعه شده است و بحثهای زیادی پیرامون آن انجام میشود. به عنوان مثال میتوان از دعواهای بررهای در مدارس که اخیراً به مصدوم شدن یک دانشآموز انجامید یا استفاده از لهجهٔ بررهای در مدارس، محل کار یا حتی بین مدیران بالا ردهٔ مملکتی نام برد.
منتقدین این مجموعهٔ تلویزیونی اعتقاد دارند که رایج شدن لهجه و آداب و رسومی که به «بررهای» معروف شده، در میان مردم نوعی بدآموزی فرهنگی است. ولی عدهای نیز معتقدند که این رایج شدن به صورت گذری بوده و مدتی بعد از اتمام پخش سریال از بین میرود.
انتقادات دیگری که به محتوای این مجموعه از سوی گروهی وارد میشود این است که جو و گویش روستایی در کنار بعضی صفات منفی (مانند غیبتکردن، رشوهگیری و بلاهت) که به شکل طنزگونه در این مجموعه مطرح میشوند، توهین به قومیتهایی خاص را در بر دارند.
شب های برره، یکی از مجموعههای طنز تلویزیونی است.
وجدان و وسوسه شیرفرهاد
ادبیات برره ای خیلی خوشمزه می باشد
به یک شعر از برره توجه فرمایید
شعر
عشق شون پت ، وَزده چنبـــــــره بر زندگیـم
سهم دل، خشکه نپرداخته!..."ای یعنی چه؟!"
ای کَیانـــــــــوش که با مـــــا وَزدهشطرنجی
شـده چُلمنگ و فقط باخته!..."ای یعنی چه؟!"
نَوَدیدی کــــه "سحـــــــرناز" به روی "لیلــون"
باز هم خنجـــــر خود آخته؟!..."ای یعنیچه؟!"
وا وَکن چشم و وَبین گرد نخــود چی فوکولَه!
کــار ِ ای "دو برره" ساخته!..."ای یعنی چه؟!"
"بوالفضول الشعـــرا" حافظ طنز است و "بگور"
پیش او لُنـــگ وَ یَنــــداخته!..."ای یعنی چه؟!"
هر که پنداشت تــو تعریف زطنـــــزت فوکولی!
فعل معکــــوس تو نشناخته!..."ای یعنی چه؟!"
اهل برره بيدم
روزگارم بد نبيد
تکه نخودی داشته بيدم، خرده پولی زور وگيرم، سر سوزن رو وَکنم تو لُپ کيانوش
موآيی داشته بيدم بدتر از تفاله نخود
دوستانی بدتر از نچفسکو با لوبيا
و وجدان شيرفرهاد که در اين نزديکی بيد
لاي اين بوته نخود، پای چال اسکندرون
روی ژاندارمری برره، روی شمپِت کتکله
[ پوآااااه ه ه سانسور دروکردم] هاااا ای که وَگفتم يعنی چه؟
اهل برره بيدم
پيشه ام زورگيری بيد
گاه گاهی نخود از خودم دروکنم وَفروشم به شما (پول وَده)
تا به آواز قلنجون نخود که در آن زندانی بيد دل گشنه تان سير وَشد، نفخ در وکنه
چه خيالی .. چه خيالی .... وَدونم
کيانوش هيچی نوَفهمه
خوب وَدونم چلمبه بيد، هيچی هم نَوفهمه
اهل برره بيدم
نسبم شايد وَرسد به خُرزو خان ، به ضربت خان
نسبم شايد به رکسانای برره تو چال اسکنرون وَرسه.
[ پوآااااه ه ه سانسور دروکردم] هاااا ای که وَگفتم يعنی چه؟
بوآم زورو بيد
تار هم از خودش در وَکرد
من از او پرسيدم: دل خوش سيری چند؟
گفت: خربزه می خواهی؟
من نَودونم که چرا وُيگولنزج نشيمن گز حيوان نجيبی بيد الاغ سفيد زيبا بيد؟
و چرا در قفس هيچ کسی بز بال دار نبيد؟
گرد نخود چه کم از نچفسکو داشته بيد؟
چشم ها را بايد وَبندی
جور ديگراز خودت نگاه دَروَکنی جيگر
کار ما نبيد شناسايی "راز" گرد نخود
کار ما شايد اين بيد که در "افسون" گرد نخود فضانوردی در وَکنيم
کار ما شايد اين بيد که ميان پايين برره و بالا برره
از آواز دوبرره دَر وريم.
خووووووب بيييييييد؟
شخصيتها
«سردارخان»، خان «بالابرره»، با بازي سعيد پيردوست.
«سالارخان»، خان «پايينبرره»، با بازي محمد شيري.
«شيرفرهاد»، پسر سالارخان، با بازي مهران مديري.
«کيانوش استقرارزاده»، روزنامهنگاري که از شهر متواري شده و به برره پناه آوردهاست، با بازي سيامک انصاري.
«جاننثار»، ملازم سردارخان، با بازي ساعد هدايتي.
«ياور طغرل»، رئيس ژاندارمري برره، با بازي محمدرضا هدايتي.
«بگوري»، شاعر برره، با بازي علي کاظمي.
«دکتر جکول»، پزشک و آرايشگر برره، با بازي علياصغر حيدري.
«سحرناز»، دختر سالارخان، با بازي شقايق دهقان.
«شادونه»، همسر سالارخان، با بازي فلامک جنيدي.
«شاخ شمشاد»، همسر سردارخان، با بازي فاطمه هاشمي.
«لِيلون»، دختر سردارخان و همسر شيرفرهاد، با بازي بهنوش بختياري.
«کِيوون» (کيوان)، پسر سردارخان، با بازي رضا شفيعيجم.
«غول برره»، پسر سالارخان، با بازي احمد ايراندوست.
«نظام دو برَريه»، پسر عمه? ليلون با بازي هادي کاظمي.
«مليجک» دلقک سردار خان
«ببري» برادر شادونه با بازي حسن شکوهي.
«سر جوخه» ، با بازي مختار سائقي
اخلاقيات
در زبان بررهاي نوعي فعل به عنوان «فعل معکوس» وجود دارد که در آن گوينده در جمله خود دقيقاً افعالي معکوس با نظري که ميخواهد اعلام کند، انتخاب مينمايد. مثلاً اگر بخواهد مهماني که در خانهاش است هر چه زودتر آنجا را ترک کند ميگويد: «تشريف داشته بيديد» («تشريف داشتيد»). اين نوع فعل در اصل کنايهاي بنظر ميرسد به تعارف که به راي اکثريت جزو ويژگيهاي اخلاقي خاص ايرانيان است و در آن فرد بدلايلي منظور واقعي يا درخواست حقيقي خود را به زبان نميآورد.
در ميان بررهايها غيبتکردن و رشوه و باجگيري ناپسنديده شمرده نميشود.
مسائل روز
در قسمتي با عنوان «شهابسنگ» اشاراتي غير مستقيم به ادعاي کذب بودن قتل عام يهوديان توسط نازيها در آلمان وجود دارد. در اين قسمت خانهاي برره با پرداخت پول به سردبير روزنامه «صبح برره» - کيانوش استقرارزاده - از او ميخواهند که مقالهاي اغراقآميز و حقبهجانب در مورد قتلعامي که اسکندر در زمان حمله به برره انجام دادهاست بنويسد. بنظر ميرسد اين مساله اشارهاي باشد براي تأئيد مسئله افسانه خواندن نسلکشي يهوديان توسط محمود احمدينژاد در سخنرانيهايش.
بدآموزي
اثرپذيري مردم از داستانهاي اين مجموعه به زعم برخي باعث ايجاد مشکلاتي هم در جامعه شدهاست و بحثهاي زيادي پيرامون آن انجام ميشود. به عنوان مثال ميتوان از دعواهاي بررهاي در مدارس که اخيراً به مصدوم شدن يک دانشآموز انجاميد يا استفاده از لهجه بررهاي در مدارس، محل کار يا حتي بين مديران بالارده مملکتي نام برد.
منتقدين اين مجموعه تلويزيوني اعتقاد دارند که رايج شدن لهجه و آداب و رسومي که به «بررهاي» معروف شده، در ميان مردم نوعي بدآموزي فرهنگي است. ولي عدهاي نيز معتقدند که اين رايج شدن به صورت گذري بوده و مدتي بعد از اتمام پخش سريال از بين ميرود.
اهانت به قوميتها
انتقادات ديگري که به محتواي اين مجموعه از سوي گروهي وارد ميشود اين است که جو و گويش روستايي در کنار بعضي صفات منفي (مانند غيبتکردن، رشوهگيري و بلاهت) که به شکل طنزگونه در اين مجموعه مطرح ميشوند، توهين به قوميتهايي خاص را در بر دارند.
شناسنامه
سرپرست نويسندگان: پيمان قاسم خاني
نويسندگان: سروش صحت، محمد رضا آريان، محراب قاسم خاني، خشايار الوند، امير مهدي ژوله و ** کارگردان: مهران مديري
بازيگران: محمد شيري، سيامک انصاري، محمدرضا هدايتي، فلامک جنيدي، شقايق دهقان، سعيد پيردوست، ساعد هدايتي،علي کاظمي، علي اصغر حيدري، فاطمه هاشمي، بهنوش بختياري و مهران مديري
تصوير برداري: بابک بذر افشان
موسيقي: بهرام دهقان (خواننده تيتراژ: مهران مديري)
مدير چهره پردازي: حميد ميهن دوست
مدير توليد: حسن شکوهي
مجري طرح: محسن چگيني
فروشنده: فروشگاه اینترنتی سامان
ارائه شده از فروشگاه : bziran.com
نكته مهم ! : برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول یا محصولات مورد نظرتان را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید.
قيمت : 16,000 تومان
تعداد : ...
تعداد بازديد :78
امتياز :